یه وقتا هم آرزو میکنم کسی جایی منتظرم باشه و خیلی اتفاقی برسم بهش. انگار که میدونستم ولی واقعا نمیدونستم. بهش برسم و بگه چقد دیر اومدی پس. بگم اصلا نمیدونستم کسی جایی منتظرمه. بگه وا. بگم گم شده بودم انگار. بگه حالا که پیدا شدی. بگم فکر نمیکردم برسم؛ بگه رسیدی دیگه حالا بقیهاش مهم نیست. بگم ولی… بگه خفهشو دیگه. بعدم سرمو بذاره رو شونهاش. بیحرف. یه ساعت نمنم و فینفین ببارم. یه دستمالم نداشته باشه تعارف بزنه و بوی ادکلن گردنش هم رو مخم باشه. همینا باید بس باشه برای دووم آووردن.